جدا نميدونستم يک پستونک چه اثری روی بچه ميذاره و نداشتنش چقدر سخته !باوجوديکه نزديک يکماهه پستونک را از رها گرفتم ديشب نصفه شب از خواب بيدار شد و گفت مامان پسی من کو ؟ مامان پسی بده و بعدش توی خواب کلی غرغر کرد 31.gifدلم خيلی برای بچه ام سوخت با خودم فکر کردم هر چيزی ميتونه همين اندازه روی يک بچه کوچک اثر گذار باشه پس نبايد فرصتهای خوب را از دست داد ...احتمالن تو هفته آينده اسباب کشی داريم و خدا بداد من بيچاره برسه 17.gif17.gifقديمترها بسختی از چيزی که باهاش مانوس بودم جدا ميشدم اما الان بيشتر موضوع جابجايی عذابم ميده ..خونهه جديد داره رنگ ميشه و امروز صبح که با بابای رها رفتم تا رنگ نهايی را برای آقای نقاش تعيين کنم ديدم بابا ما آدمه خيلی حرف هم را نميفهميم به همين سادگی 18.gifموضوع از اين قراره که نقاش يک رنگی روی ديوار بعنوان آستری زده که از نظر من رنگ خيلی روشن   طوسی است از طرفی من دوست داشتم که از رنگها شاد و سير و متنوع استفاده کنم برای همين گفتم سالن پذيرايی را رنگ استخوانی و اتاق رها را رنگ گل بهی سيربزنه و اتاق خودمان را رنگ ليمويی سير و چون هر دو اتاق در طبقات بالاست و نورگير خوبی داره اصلن نگران تاريکی خونه نيستم بابای رها هم که با نظر من موافق بود حالا سه تا رنگ مختلف روی ديوارهاست که اصلن اين سه تا رنگ نيست اما آقای نقاش ما معتقده که نه رنگها درسته !!‌و در تعجبم که بابای رها هم  ميگه عزيز اين همون استخوميه که شما ميگی !!!12.gifحالا قراره امروز بعد از ظهر بروم و با خود آقای نقاش چالش کنم و با هم به تعامل برسيم ميگم  خدا پدر اين کلمه های جديد را بيامرزه کا راو راحت کرده حالا خيلی مهم نيست که کجا ازشون استفاده کنی .....

/ 0 نظر / 3 بازدید